حالا چه جوری فهمیدم مهم نیست .
مامان داره میره با دوستاش سفر . سر همین نبودنش فهمیدم بابام دوست دختر داره !!
واسه همینم بابام از فردا نیست
خجالت اوره
چه قدر پرو هستن اینا دیگه
اه
دارم با کیا زندگی میکنم !
حرمت و شرافت وجود نداره
زندگی مزخرف فقط بلدن خوش بگذرونن حالا به هر قیمتی
برچسب:
نویسنده: هستی سامانی
برچسب:
نویسنده: هستی سامانی
دیگه اینجا می نویسم nafas-x.blogsky.com
برچسب:
نویسنده: هستی سامانی
مامان از سینا خواسته بزاره من همراهش برم فقط یه مدت کوتاه و تنها
سینا اول قبول نکرده و گفته شما بلد نیستی ازش مواظبت کنی
جالب اینجاست در کمال آرامش و احترام مامان راضیش کرده
امروز صبح سینا گفت برو دو سه هفته همراه مادرت . خودم هفته آخر میام دنبالت
آرامش مادرم خیلی عجیبه ! و طرز حرف زدنش با سینا .
بچه میخواسته گول بزنه !!!
برچسب:
نویسنده: هستی سامانی
برچسب:
نویسنده: هستی سامانی
برچسب:
نویسنده: هستی سامانی
صدای شیر آب آمد . با خودم گفتم منکه بسته بودم . توی اون تاریکی جیغم بالا رفت
خانم الف آمد که نترس خواب بد دیدی
گفتم من اصلا خوابم نبرده !
من از خوابیدن میترسم . از اینکه خواب ببینم .
این روزا خواب های من مهم شدن و واقعی.من نمیخوام خواب ببینم
یک هفته ای هست بیدارم از 6 تا 9 صبح میخوابم . از خستگی بیهوش میشم
اما همون موقع هم خواب میبینم !
خانم الف میگفت چیز نگران کننده ای نیست فقط یه خوابه
گفتم خواب نیستن بعضیهاشون .. اون دوتا خواب که یادتون هست ! الان دارم زندگیش میکنم .
برچسب:
نویسنده: هستی سامانی
برچسب:
نویسنده: هستی سامانی
برچسب:
نویسنده: هستی سامانی
برچسب:
نویسنده: هستی سامانی
برچسب:
نویسنده: هستی سامانی
برچسب:
نویسنده: هستی سامانی
پاهام به شدت درد میکنه :| چند روزه احتمال میدم یخ کرده . بخاطر این که من فرقی بین تابستون و زمستون نمیزارم ... دقیقا از پایین زانو که هیچی نیست درد گرفته :|
کیسه آب گرم گذاشتم روی پاهام فرقی نکرده !
مامان گفته ! به زور ! که بیا بگیر تا صبح باشه !
الان داره مادرشوهر بازی درمیاره ! :|
تازه مگه چقدر گرم میمونه ! الان حس میکنم دیگه گرمایی نداره !
ولی دلم میخواد پام محکم بزنم توی دیوار از درد :|
برچسب:
نویسنده: هستی سامانی
7صبح بیدار بشی !
من هنوز خوابم میاد ...
باید دوباره بخوابم
بعد انرژی تا 11شب کار کردن از کجا بیارم
برچسب:
نویسنده: هستی سامانی
برچسب:
نویسنده: هستی سامانی